الملا فتح الله الكاشاني

35

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

متمكن نباشيد بر استعمال آب زيرا كه ممنوع عنه در حكم مفقود است * ( فَتَيَمَّمُوا ) * پس قصد كنيد * ( صَعِيداً طَيِّباً ) * ظاهر زمين طاهر را اعم از آنكه خاك باشد يا سنك * ( فَامْسَحُوا ) * پس مسح كنيد به باطن هر دو دست خود را كه به زمين زده باشيد * ( بِوُجُوهِكُمْ ) * روى خود را يعنى جبهه و حاجبين و جبينين تا طرف انف اسفل * ( وَأَيْدِيكُمْ ) * و دستهاى خود را از زند * ( إِنَّ اللَّه كانَ ) * بدرستى كه خدا هست * ( عَفُوًّا ) * در گذرنده از شما و تخفيف كننده تكليف از شما * ( غَفُوراً ) * آمرزنده كسانى را كه تيمم كنند و به جهت كثرت عفو و مغفرت او است كه تيسير امر نمود بر شما و شما را رخصت تيمم داد و تشديد تكاليف نفرمود بر شما هم چنان كه بر يهود و در كنز آورده كه نزد اصحاب ما آنست كه هر گاه آب يافت نشود واجبست طلب آب در زمين خرنه يك تير پرتاب و در زمين سهله دو تير پرتاب از چهار جانب تا عدم و جدان متحقق شود و واجبست كه يك بار دست بر زمين زنند از براى وضو و دو بار براى غسل و ابو حنيفه و شافعى در هر دو دو ضربة واجب ميدانند يكى از براى مسح وجه و دويم براى يدين و نزد شافعى مراد بوجه همهء وجه است و بيدين از رؤس اصابع تا مرفقين قياس بر وضو و به جهت آنكه روايت كرده‌اند در طريق او كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله تيمم كرد و مسح همهء وجه كرد و مسح يدين نمود تا مرفقين و روايات اهل بيت عليهم السلام دافع صحت اين است و عدم صدور آن از آن حضرت و در آيه احكام كثيره است يكى تحريم سكر به جهت آنكه منافى واجبست دويم انتقاض وضو بسكر سيم بطلان صلاة به آن چهارم وجوب قضاى صلاة كه در حالت سكر مؤدى شده باشد پنجم بطلان طهارت در حين عدم تعقل پس نوم و اغما و جنون در اين حكم داخل باشند ششم آنكه عدم تعقل مبطل صلوتست هفتم آنكه جنابت ناقض وضو است هشتم آنكه جنابت مبطل صلوتست نهم آنكه جنابت موجب غسل است دهم تيمم رفع جنابت نميكند بلكه مبيح صلاة است يازدهم احترام مساجد دوازدهم منع سكران و شبههء او از دخول مساجد سيزدهم منع جنب از استقرار در آن چهاردهم تسويغ اجتياز در آن پانزدهم آنكه غسل رافع حكم جنابت است شانزدهم عدم افتقار غسل بوضوء لقوله حتى تغتسلوا و اگر نه لازم آيد كه بعضى از غاية غاية باشد و اين باطلست هفدهم تسويغ تيمم هيجدهم تيمم بدل هر يك از وضو و غسلست نوزدهم اباحهء آن در حال مرض هر كسى را كه متضرر شود باستعمال آب بيستم اباحهء تيمم يا به جهت عجز است از استعمال آب يا به جهت خوف ضرر با عدم آب بيست و يكم وجود آب ناقض تيمم است بيست و دويم غايط ناقض وضو است و موجب آن بيست و سيم جنابت واقع مىشود به مجرد وطى بدون انزال بيست و چهارم